منوی اصلی
 
  تاریخچه شهرداری تبریز




دارالسلطنه تبریز کرسی آذربایجان به شمار می آمد از حیث وسعت و کثرت جمعیت اوّلین شهر ایران محسوب میشد درصورتیکه طهران پایتخت کشور بود یعنی اهمّیت تـبریز در آن دوره بیش از طهران بود در ثـانی نسبت به طهران یک شهر متجدد بشمار می آمد.

دارالسلطنه تـبریز متشکل از محلّات امیره قیز، دوه چی، ورجی، سرخاب، چرنداب، گجیل، لیلاوا، میارمیار ، چارمنار و نوبـر بود و هر محله دارای امکنه مستقل از سایر محلات بود اعمّ  از مساجد، مدارس، میادین، حمام ها، آب انبارها، یخچال ها، قبرستان ها، پل ها و... بود. رسم بود که مردم خود خدمات بلدی را در حدود وسعت محیط خویش و براساس وجدان شخصی با معتقدات دینی و یا آداب و رسوم  محلی  بـدون مداخله حکومت و دولت انجام می دادند واین موضوع هم مثل غالب امور دیگر جنبه خصوصی داشت و نمونه بارز آن آب و جارو و تمیز کردن روزانه حریم خانه بود البته در برخی محلات علماء  و روحانیون  و معتمدین و متمولین در تمیزی و سایر امورات محله نظارت و راهنمایی هایی می کردند و چـــه بسیار جنگهای خونین که در مرز های محلات در مورد اداره یا نظافت کوچه ها در می گرفت این هم یکی از عوامل ایجاد کینه و دشمنی  بین اکثر محلات گردیده بود.

 اکثر معابر شهر در قلّت نظافت و کثرت کثافت بودند و برخی از افراد کم فرهنگ و ناآگاه بعضی محلات حقّ عـبور از معابر محله یشان را به غیر ساکنین محله نمی دادند. یکی از کارهای نیکو و پسندیده که در آن زمان بتوسط و همّت اهالی محله نوبر انجام پذیرفت این بود که کوچه یشان را سنگفرش نموده چند عدد فانوس هم به دیوارها ی کوچه نصب کرده که هر روز غـروب روشن و شش ساعت ازشب گذشته خاموش می کردند و دو نفر خـادم (گذرچی) برای تنظیف کوچه مزبور تعیین نمودند و مخارجشان را هم از صاحبان ثروت و ساکنین آن محله تامین می کردند.

 ایـنها در حالی بود که حکّام مستبد قاجار بجای اداره صحیح و دقیق ممالک محروسه ایـران به باج دادن به اجنبی ها برای ابقاء بیشتر سلطنت و تحکیم قدرت در برابر مردم و ثـروت اندوزی و خوشگذرانی ها می پرداختند.مردم آذربـایجان با آن آمادگی برای بیداری در زیر فشار گرفتاریهای بی شمار نمی توانستند تکانی بخورند و همچنان می زیستند.  در زمان مظفرالدین شاه قاجار تجارت آرد و گندم دارالسلطنه تبریز در انحصار ولیعهد محمد علی میرزا بود یکی از هزاران ظلم ولیعهد مخلوط نمودن خــاک به آرد و خوراندن آن به مردم یا به اصطلاح آنان رعیت برای  سود بیشتر بود  حکام  مستبد قاجار هیچ حقّی  برای  رعیت  قائل نبودند  و  خـود را  ظلّ ا...  می نامیدند.

از طرفی اصولاً تـبریز سرراه اروپا واقع شده بود بازرگانان از یک سو مال می اندوختند و از سوی دیگر از جهان وپیشرفتهای نقاط دیگر خبرهایی به ارمغان می آوردند. خلاصه عوامل بیشماری باعث آگاهی و تنویر افکار و بیداری و جنبش مـردم گردید که موجب صدور فرمان بی خاصیت مشروطه بتوسط مظفرالدین شاه قاجار گردید.پس از آنکه قانون اساسی مشروطه تدوین ومنتشر شد آزادیخواهان و سـران مشروطه در تـبریز آنرا موافق آرزوها و آرمانهای ملّی نیافتندو اظـهار نـاخرسندی نمودند و ایرادهایی بر آن گرفتند در تـبریز مردم از این جریانات مطّلع شدند و بنای اعتراض گذاشتند و به شورش در آمدند و بازارها را بستند و به انجمن ملّی تبریز روی آوردند.

آزادیخواهان درخواستهای هفتگانه ای را پیشنهاد کردند و اجرای آنرا از مجلس خواستند .این پیشنهاد ها را برای تحکیم مبانی مشروطیت ضروری می دانستند از میان این پیشنهاد ها بند چهارم راجع به تاسیس انجمن محلی با اطلاع مجلس شورای ملی بود  آزادیخواهان می خواستند که درهمه شهرها رشته دردست خود مردم باشد تا حکمرانان نتوانند با دستور محمّدعلی میرزاکارشکنیها بکنند این را خود تبریزیان بکار بسته و چنان انجمن را بر پا گردانیده می خواستند در همه جا باشد.در آن شرایط و اوضاع  تشکیل انجمن ایالتی مقدم بر مجلس بود. 

انجمن ایالتی آذربایجان تشکیل شد وهمصدا با مرکز غیبی و مشروطه خواهان فریاد قانون، اتحاد، مساوات ، عدالت و حریت  داد و درد مشترک مردم را آشکار و آنان را هدایت و رهبری کردند همچنین محلات تـبریز را باهم آشتی دادند و متوجه دشمن مشترک نمودند.  از جمله اقدامات بس مترقی و مهمّ  انجمن ایالتی تاسیس ادارات جدید و موسسات نوین بود که بلدیّه تبریز از جمله آن نهادهاست که طبق قانون تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی پا گرفت آئین نامه تشکیل بـلدیّه و قوانین مربوط به تشکیل بلدیه را قاسم خان امیرتومان تهیه و نوشته به تصویب انجمن ایالتی رسانده بود.

همزمان با تاسیس بـلدیّـه انجمن های بلدی نیز جهت  اداره شهر و انتخاب شهردار در اغلب شهر های آذربایجان تشکیل شد. مقصود از تاسیس بلدیّـه حفظ منافع شهرها و ایفای حوایج اهالی شهرنشین، اداره کردن اموال منقوله و غیرمنقوله وسرمایه هائی که متعلق به شهر  است ومراقبت در عدم قحطی آذوقه شهر به وسایل ممکنه و ساختن و یا نگاهداشتن کوچه ها و میدانها و خیابانها از پیاده رو وکالسکه رو و... بود.

طبق قانون تشکیل بلدیّه انجمن شهر در همان سال یعنی سنه 1325 قمری در تبریز تشکیل می شود. هنگامیکه انجمن شهر و بلدیّه با این روش دموکراتیک بدست خود مردم در تبریز دایرگردید درهیچ  کجای ایران نه تنها انجمن شهر بلکه بلدیّه دایر نبود. مدیریت اداره بلدیّه  به جناب قاسم خان امیرتومان که از هر حیث دارای لیاقت و توانائی وکارشناس بود، محول شد. بدین ترتیب قاسم خان امیر تومان  معروف به والی پسر علیخان والی که در سال1254  شمسی در تبریز متولد شده  و  تحصیلاتش را در مدرسه سن سیر پاریس به پایان رسانده بود و شخصی بود آگاه و نواندیش و دلسوز برای زادگاهش تـبریز و اوّلین کسی بود که قبل از آغاز مشروطه به تبریز چراغ بـرق آورد و برای نخستین بار در تبریز مرکز تـلفن تاسیس نمود و همچنین سمت آجودانی ولیعهد را نیز عهده دار بود و چندی قبل به ریاست کلّ قشون آذربـایجان انتخاب شده بود، اوّلین شهردار تبریز شهرکهن تاریخ گردید.

در آن شرایط بحرانی انقلاب عظیم مشروطه، که استبداد به هر وسیله ممکن و از هر سو می خواست آنرا خاموش کند، بلدیّه تبریز بعنوان بزرگترین نهاد مدنی در راستای خدمت به شهروندان کمبودهای شهر را شناسایی و برای حل منطقی، سریع، علمی، اساسی چاره جویی می کرد و درجهت رفع کمبود اقـدام عاجل می نمود بنحوی که آثـار جنگ در چهره شهر مشهود نباشد و حتی اداره بـلدّیه جریده (روزنامه) مخصوص هم چاپ و نشر می کرد.که این همه نشانگر تلاش و پیشتازی و احساس مسئولیت شـهروندان شریف و مدیران و بزرگان دلسوز شهر تبریز در یکصد سال قبل و یکی از ثمرات مشروطه بوده است. مشروطه که خیزش آگاهگرانه مردم تـبریز بود به آنان شرف و هـویت را بازگرداند، از هر بعد بنگریم مشروطه جامعه را تغذیه کرده است مشروطه تاثیرات فراوانی گذاشته است گرچه بعنوان یک پروژه ناتمام شکست خورده است.  بلدیّه تبریز بعنوان اوّلین بـلدیـّه در سطح کشور در صدر انقلاب عظیم مشروطه و یکی از ثمرات همان انقلاب ومورد اعتماد ترین نهاد مدنی در بین مردم تبریز  نقطه عطفی در تـاریخ سیاسی اجتماعی فرهنگی عمرانی شهرتبریز بوده لذا شناخت و مطالعه دقیق آن از هر جنبه ثمرات مثبت خواهد داشت .